دانلوددانلود رمان

دانلود رمان پروانه ها هرگز نمی میرند با ژانر اجتماعی ، عاشقانه

در این قسمت از دانلود رمان سایت دی دی قصد داریم بطور کامل شما را با دانلود رمان پروانه ها هرگز نمی میرند با ژانر اجتماعی ، عاشقانه آشنا کنیم.

رمان پروانه ها هرگز نمی میرند

مقدمه ‪:‬‬
‫شبها که چشمهایت را میبندی و به خواب میروی‪ ،‬فرشتهها از ستارهها پلی به زمین میزنند و از‬
‫آنجا با کیفهایشان تا خود زمین سرسرهبازی میکنند‪ .‬بعد میآیند دور سرت مینشینند‪ ،‬موهای نرم و‬
‫قشنگت را نوازش میکنند‪ ،‬صورتت را میبـوسند و از داخل کیفشان میان موهایت تکههایی از خدا را‬
‫به جا میگذارند‪ .‬فقط عزیز دلم‪ ،‬اگر به میهمانی خدا رفتی‪ ،‬یادت نرود در گوش خدا بگویی «میشود‬
‫مادرم هم به این میهمانی بیاید؟»‬

رمان پروانه ها هرگز نمی میرند

متن کوتاهی از رمان پروانه ‌ها هرگز نمی ‌میرند :

دانلود رمان پروانه ها هرگز نمی میرنددر پی ما خانواده‌ی جاوید هم آمدند. جاوید و نرگس سعی داشتند جو را درست کنند، اما نه من خیلی اهمیتی می‌دادم، نه او. پس دست از تلاش بیخود برداشتند؛ وقتی دانیال ساکت شده بود، خودت ببین فاجعه چه اندازه بوده است!
دم در ایستادیم. لپ دانیال را کشیدم و با نرگس روبوسی کردم. برای جاوید هم سر تکان دادم. او هم گفت:
– مراقب باش لولو نخورتت!
و با ابرو او را که به شدت اخم کرده بود، نشانم داد. در اصل او باید مراقب می‌بود که من نخورمش! لبخندی زدم. جاوید هم می‌دانست من اهل لولو شدن نیستم!
ماشین آن طرف خیابان پارک شده بود. من و رادمهر پس از خداحافظی پا به عرض خیابان گذاشتیم. رادمهر قفل را زد و من هم ماشین را دور زدم که سوار شوم، ناگهان صدای دانیال را شنیدم:
– خاله ثریا، شال گردنت!
درست در عرض خیابان داشت می‌دوید و شالم را بالا گرفته بود! تا آمدم به خودم بی‌آیم، پرایدی با سرعت پرتش کرد آن طرف! چنان بد ترمز زده بود که رد سیاه تایرهایش هم روی آسفالت ماند و من زمانی به خودم آمدم که نرگس جیغ کشید!

نویسنده‪ :‬پرنده سار
‫ژانر‪ :‬اجتماعی‪ ،‬عاشقانه‬
‫ناظر‪ :‬شکوفه حسابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا